یک دختر ایرانی با پوست گندمی در نور کم موبایلش را میفشارد. تصویری از او در توییتر دست به دست میشود در ذهن او نقشهای شیطانی در حال شکلگیری است. نسیم آماده است تا تابوها را کنار بزند. در اتاقی دیگر تلفن زنگ میخورد. آه و ناله او در فضای مجازی میپیچد مکالمهای داغ بین دو نفر رد و بدل میشود. کلماتی که شهوت را شعلهور میکند. در این میان تصویری مبهم از صحنه خودارضایی لو میرود. نور آبی مانیتور روی بدن او میتابد نالههایش فضای مجازی را پر میکند. هر جنبش یک دعوت است. لحظهای بعد صحنهای جسورانهتر به نمایش درمیآید. بدنی عریان در میان پارچههای ابریشمی بازی نور و سایه روی انحناهایش رازهای عمیق را فاش میکند. این تازه شروع ماجراست. حالا دو زن در حریم خصوصی نزدیک به هم نشستهاند. چشمهایشان اشتیاقی پنهان دارد سخنانی که میان خودشان باقی میماند. مکالمات هر لحظه داغتر میگردد. تصویری از بوسهای آتشین روی صفحه نمایان میگردد. لبی که به آرامی یکدیگر را مییابند احساسی عمیق و پنهان آنها را شکل میگیرد. لحظه اوج فرا میرسد. ویدئویی از سکس پرحرارت لو میرود. اندامهایی درهمپیچیده در اوج لذت آههایی که از عمق وجود برمیخیزد. این تنها یک افسانه نیست واقعیت است پنهان. و سپس تصویری از یک زن با پوست تیره با نگاهی مستقیم و نافذ میافکند هویت او چیست؟ آیا او زر امیر ابراهیمی مرموز است؟ راز همچنان پابرجاست. ویدئوی سکس آنها در سراسر فضای مجازی ویرال شده شایعات از هر سو میچرخد. این پایان نیست. عکسی دیگر از یک خودارضایی در تاریکی با فضایی رازآلود به تصویر میکشد که شاید هم همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. چه کسی در ذهن این زن چه پنهان است؟. حالا مکالمههای صریح فرا رسیده. دو نفر در حالی که پوششهایشان درهم ریخته با هم صحبت میکنند کلماتی که تمام خطوط را زیر پا میگذارد. حقیقتها آشکار میشوند. پس از آن عکس یک یک دختر با چشمان خیره و پنهان گویی چشم به راه لحظهای برای افشاگری است. چه کسی میداند سرنوشت چه سرنوشتی برایشان رقم زده. یک صحنه شهوانی از دو زن که به هم در آغوش میکشند آتش شهوت در نگاهشان زبانهها میکشد. این یک بازی نیست یک حقیقت بیپرده است. و در پایان تصویری از زنی با پشت به تصویر در حال تحریک شدن فاش میکند که داستان هنوز ادامه دارد. رازها مدام میشوند.