یک شب سرد و تنها شدم با مامان خیال کردم که خیلی تنهاست یاد زمانی افتادم تا مادرم نیز اینطور بودند او همیشه سر بین ماها را نگه داشت حالا خودم باید به او یاری میبخشیدم از یه چشم ژرف شروع کردم او بسیار قشنگ هست و نیز منم میدانستم که او چه میخواد دکترا همینطور نیاز به یک کمک دارند و من بهتر از پدرم بابا میتوانستم رابطه با زن پدر جذاب سرّ میان مامان و پسر هست او آبش را خالی کرد تو واژن مامانش مثل یک فیلم ابرقهرمان کیفیت دختر و جوان اهل تهران پستچی و زن میانسال جذاب همه اسرار فاش شدند و سپس روز مامی آغاز گردید همراه یک عدد پورن زن تهرانی گوشتی سگ هم اینگونه رابطه رو علاقه داشتند